--حکایت تاجر و چهار همسرش
واقعيت اين بود كه ...
واقعيت اين بود كه ...
خدایا:
یار دبستانی من کجاست؟
کو معلمانم ؟
دموکراسی می گوید:
رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم...
مارکسیسم می گوید:
رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم...
فاشیسم می گوید:
رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...
اسلام حقیقی می گوید:
نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی...
اسلام دروغین می گوید:
تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!!!
بار خدایا...
وسوسه های نفس، نگذاشت جانم در نهر رجب ، تطهیر شود...
از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم...
رحمی کن و در دریای رحمت رمضانت مستغرقم نما...
![]()
![]()
" آمین ..." ![]()
![]()
![]()

خدا رو دوست دارم چون...
خدا رو دوست دارم چون ، با هر username که باشم ، من را connect میکند.
خدا رو دوست دارم چون، تا خودم نخواهم مرا D.C نمیکند.
خدا رو دوست دارم چون، هیچ وقت به من پیغام busy line نمی دهد.
خدارو دوست دارم چون،با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند.
خدارو دوست دارم بخ خاطر اینهمه wallpaper که update میکند.